.................................................................

 

دو روز بعد نوشت: اومدم که این پستو پاک کنم. اما پاکش نمیکنم که خودم ببینم به قول مهدیه تو یه صفحه چقدر احساسات متفاوتی داشتم. گفته بودم پیچ طناب.جاده چالوس. افتادم تو سر پایینی و دلتون نخواد نه ببخشید گلاب به روتون حالم به هم ریخت. اصلا از قدیم گفتن الهه و خدا دعوا کنند ابلهان باور کنندچشمک

دو هفته بعد نوشت: پاکش کردمخجالت

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مرتضی حسینی

بهتر یه تجدید نظری در مورد این پست بکنید...اونموقع حالتون خوب نبوده بهتر پاکش کنید ....این نشونه اینه که اشتباه کردید چون این عین کفره ودرست نیست تو وبلاگ باشه

سید مرتضی حسینی

سلام... خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم ..... به روزم و چشم به راه دیدار دوستان....

ميثمك

بابا چرا به خدا گير ميدي الهه خانوم؟!!!! [تعجب] الان بلاگستان منفجر ميشه ها!

علیرضا

امان از این بنده های خدا که باعث میشن با خود خدا در بیفتی![چشمک]

ققنوس

سلام الهه گرامي. آمدم تشكر كنم به خاطر محبتي كه داشتين ... خيلي روحيه گرفتم از حرفاتون ... ممنونم . خدا كمك مي كنه به موقع اش. منم داشتم ايمانم رو از دست مي دادم.اما نجات ميده آدم رو.

ttaanhhaa

امیدوارم همون [گل]خدا عاقبت بخیرت کنه

ميثمك

پاكش كن داره منفجر ميشه بلاگستاااااااااااااااااااااان!!!

ققنوس

سلام الهه خانم گرامي ... پيغامي دارم : شيخنا رجعت فرمودند !!

وحید

شما از روح لطیفی برخوردارید اما ا ین پست شایسته باز دید عموم نیست لطفا این مطلب را هرچه سریع تر پاک کنید

ققنوس

سلام الهه خانم گرامي صبح جمعه ي شما به خير ...