درباره الی

کلبه ی چوبی

وقتی از همه چی خسته میشی دلت میخواد یه چیزیو

واسه خودت بت کنی و بهش دل خوش کنی. گاهی

بهش پناه ببری. این بت نمیتونه یه آدم باشه چون ممکنه

روزی که انقدر تیر خوردی که بدنت پر از ترکشه و داری از

درد به خودت میپیچی و تنها چیزی که ازت سالم مونده

دلته... وقتی در اون حال سراغ بتی رو که

ساختیو میگیری و بهش پناه میبری اون با یه تفنگ

منتظرت باشه و یه تیر به دلت بزنه...

برای همینه که وقتی خیلی خسته میشی از همه

چی... چیزیو که دنبالشی تا بهش دل خوش کنی نمیتونه یه

آدم باشه.

اما میتونه یه کلبه ی چوبی باشه که با دستای خودت

ساختیش....

سالهاست دوست دارم یه کلبه ی چوبی بسازم با

دستای خودم تنهای تنها وسط یه جنگل که هیچکس

کلبمو نبینه.  وقتی از همه چی به اون کلبه پناه میبرم

فقط من باشم و صدای این گنجیشک کوچولو ها که

دلشون قد دل خودمه

دلم میخواد یه کلبه چوبی با دستای خودم بسازم.....

+   الهه ناز ; ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir