درباره الی

یکی تلفن منو جواب بده

ساعت ۶ بعد از ظهره.طبق معمول هنوز خونه نرسیده از سه تا کوچه مونده به خونمون حوصلم سر میره.

میرسم خونه هیچ کس نیست

 زنگ میزنم به مامان: سلام کجایی؟ -سلام نمیتونم صحبت کنم بهت زنگ میزنم خدافظ. بوووق بوووق بووووق

زنگ میزنم به بابا: سلام کجایی؟- سلاااااااااام چطوری الی؟ من بیرونم. -خب کجایی؟ -بیرونم دیگه -میخوای منم بیام پیشت؟ -نه باباجون تو بیای معطل میشی. حالا کارم تموم شد بهت زنگ میزنم. بای بوووق بوووق

زنگ میزنم به رضوانه: سلام رضوانه کجایی؟ -دارم میرم خونه مادرجان بذار یکی دوساعت دیگه بهت میزنگم. بای

زنگ میزنم به مهلا: سلام مهلا چه خبر؟ -سلام الهه. حالم اساسی گرفتس.فلانی پاشده اومده اینجا رفته رو نروم.اعصابم بهم ریختس دارم میرم خونه الهام -اکی.زود خوب شو.بای

زنگ میزنم به پانیز: سلام پانیز چطور مطوری؟ -سل ام! الی! زیر سرمم! از دی روز که معدم درد می کرد تا الان دارم به خودم می پی چم.(با زحمت حرف میزنه)-اکی مواظب خودت باش بای

به شیده:سلام عزیزم ١٠دیقه دیگه بهت زنگ میزنم -بای

به مهدیه: -... -...دارم لاست میبینم . بعدا زنگ میزم.

girl_cray2.gifای خداااااااااااااااااااا

حالا یه دفعه من حوصلم سر رفت هیشکی امروز با من حرف هم نمیزنه

موبایلم زنگ میزنه: خوشحال شیرجه میرم رو گوشی. آخخخخخخ جون یکی میخواد با من حرف بزنهHappy Dance: اسم رو گوشیو میخونم: mozahem  مثل اینکه باید جواب بدم این بار: سلام چطوری؟ چه خبر؟(یه جوری حرف میزنه انگار دوستیم با هم) -خبری نیس اعصابم خورده -باشه عزیزم اعصابت خورده من بعدا زنگ میزنم -نه اونقدرا هم خورد  نیست آخه - دوست دارم یه موقع که سرحالی باهات حرف بزنم عزیزم تعجبخدافظ

پینوشت: من نمیدونم چرا یا همه با هم رو سرو کله ی منن یا هیچ کس در دسترس نیستن.

نمونش شمال رفتنم. خب مجبورم هر دو هفته یه بار برم. یه موقع هایی هیچ احد الناسی پیدا نمیشه با من بیاد . یه موقع هایی همه میخوان با من بیان شمال. مثه شمال هفته دیگه که تا الان 5 نفر جدا جدا گفتن که حتما با هم بریم منم میام. منم به همه جدا جدا قول اکید دادم که حتما با هم میریم

+   الهه ناز ; ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir