درباره الی

عادت بازی!

مرسی از محمد عزیز که منو به این بازی دعوت کرد.

بازی عادات:باید عادت های خوب و بد و خنده دار

 و مسخره و زشتمونو بگیم.

اینم میشه از اون اعترافات! البته اعترافات

معمولی خیلی راحت تر از اعترافات دسته بندی

شده ست. ولی خب حالا دسته بندیش هم

میکنیم. کی به کیه؟

عادت خوب:اراده ی قوی ای دارم اگه اراده کنم

سخت ترین کار رو هم بکنم از پسش برمیام یه

جوری که از طرف خودم سورپرایز میشم.  یه

عادت هم دارم که خب برای دیگران خوبه شاید

اما برای خودم بد :به هر آدمی اول نمره ی ٢٠رو

میدم مگر خلافش ثابت شه! (برعکس اگه بود

خیلی بهتر بود اقلا انقدر شوکه نمیشدم)

 

عادت خوب دیگم: خوشحالی و ناراحتیم بسیار

شدیده. حالت معمولی کم دیدم از خودم. کلا آدم

خوشحالیم (سرخوشم!) تو هر جمعی باشم

روسرم میذارم اون جمعو( الان کلانتر میاد میگه

یواش تر کرج خوابن! ) کلا هیچوقت زندگی

یکنواخت هم ندارم و آدمای یکنواخت برام آدمای

عجیب غریبین! (الی و خرش)

یه کم هم کله خرم(الی شوماخر)

عادت بد: میگن فس فسو ام خودم قبول ندارم!

(مدرسه رفتن الی)

 همیشه و همه جا دیقه نودی ام.

عاشق اینم که گوشم یخ کنه و پشت ناخن هامو

بچشبونم به گوشم و با گوشم بازی کنم.

عادت خنده دار: بعضی وقتا میزنم در میخ بازی

و ادای دیوونه ها رو در میارم  خب یه وقتایی

لازمه بهلول بود! یه مواردی خودمم شک میکنم

شاید واقعا دیوونه میوونه ام!

البته بیشتر واسه خندش اینکارارو میکنم.بزرگ

شم شاید خوب شم!

کل کل هم که جزو جدایی ناپذیرمه! (وانت و الهه

کل کل) یا (الهه نانجیب) یا (الی و محسی)

 

عادت مسخره: از اینکه ساعت ٢شب تنها

بیفتم تو جاده شمال یا یک سال تنها توی ویلایی

زندگی کنم که به شعاع ٣کیلومتریش هیچ خونه

و آدمی وجود نداره و به جاش پر از جنه هیچ

ترسی ندارم. اما اگر هرنوع جونور ویا حیوونی

اعم از مورچه بالدار سوسک گربه سگ

گنجشک...... نزدیکم بشه در حد مرگ میترسم.

دیگه موش و خفاش و... که جای خود دارن!

(البته سگ و گربه که میگم فکر نکنین فقط

شامل حال سگ و گربه های ولگرد میشه ها!

همین دیروز یکی داشت با سگش رد میشد به

من که رسید سگه یه کم مسیرشو به سمت

من کج کرد و من چنان جیغی کشیدم و

چنان پرش عمودی ای کردم  که بیچاره دو

ساعت داشت معذرت خواهی میکرد و سگه

خاک برسر هم یه لگد محکم به خاطر کار

زشتش خورد. نوش جان!

عادت زشت: گیر بدم به یه چیزی دیگه ول

نمیکنم (گیرای الی و بابا) (الان کلانتر میاد یه

چیزی میگه (الهه گیر کرده) . میشناسمش

دیگه!)

خب دیگه مال من تموم شد. اول از همه کلانتر

خانم رو به این بازی دعوت میکنم. بعد پت عزیزم

با پایان نامه ی خوردنیش. لیلیان بابافهیم خان

(اگه قابل بدونن دعوت مارو قبول کنن و برگردن

سر وبلاگشون به انتظار این همه آدم خاتمه

بدن!)

+   الهه ناز ; ٦:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir