درباره الی

غم وشادی

پیامبر گفت شادی های شما همان غم های شماست که نقابش را برداشته است.

و چاهی که خنده هایتان از آن میجوشد  همان است که از اشک هایتان پرشده است. وچگونه جز این تواند بود؟

هرچه غم ژرفتر وجودشمارا میکاود  گنجایشی فراختر برای شادی خواهید داشت.

آیا سبوی شرابتان همان سوخته جانی نیست که از کوره ی کوزه گران بیرون آمده است؟

و آیا آن عود که آهنگش جان شما را مینوازد  همان چوبی نیست که دلش را با تیغ تیز تهی کرده اند؟

وقتی شاد و خرم هستی به ژرفای قلبت نظرکن تا ببینی که این قلب همان است که تورا غمگین کرده بود

و هنگامیکه غم بر تو چیره شده است باز در قلب خود نگاه کن تا ببینی که به راستی در فراق آنچه قلبت را از شادی پر کرده بود گریه میکنی.

بعضی گویند شادی از غم عظیمتر است

بعضی گویند چنین نیست بلکه غم بر شادی چیرگی دارد

اما من با تو میگویم که غم و شادی از هم جدایی ناپذیرند.

آنها باهم نزد تو می آیند

و هنگامیکه یکی از آن دو در کنارت نشسته است  به یاد آر که آن دیگری نیز در بستر تو به خواب رفته است.

و همانا که تو چون دوکفه ترازو میان شادی و غم آویخته ای.

و تنها هنگامیکه به کلی تهی باشی دو کفه در حال توازن کنارهم خواهند بود.

اما وقتی خزانه دار هستی تو را برمیدارد تا زر و نقره ی خویش را بسنجد

در آن هنگام به ناچار دو کفه غم و شادی تو بالا و پایین میرود.

سلام! من الهه ام! دو کفه ی ترازومم همیشه داره بالا پایین میپره! الان 2روزه که الهه ی غمناکم. دیروز از بین 5-6 تاdvd جدیدی که گرفته بودم رندوم یه دونه رو گذاشتم که ببینم  نقش اولش یه روانشناسی بود که یاد میداد  وقتی ناراحتیم  بخندیم.امروز هم رفتم کتابخونمو مرتب کنم یه کتابو بر داشتم که جاش یه سری کتاب کنارهم بچینم . کتابی که برداشته بودم پیامبر بود.کتابی که سالهاست دارمش و هیچوقت تا آخرش نخوندم.بازش کردم. نوشته ی بالا صفحه ای بود که برام باز شد. چیزی که  بهش احتیاج داشتم. خلاصه کلی حالمو خوب کرد.انگار اشیا برعکس آدما دست به دست هم دادن که حال منو خوب کنن.{#emotions_dlg.e30}

+   الهه ناز ; ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir