درباره الی

اسم-فامیل

دیشب من و محمد داشتیم اسم-فامیل بازی میکردیم ( محمد

خواهرزادمه و کلاس دوم دبستانه! )

قضیه از اینجا شروع شد که تو مهمونی یکی از بچه های تخس

فامیل(مبینا) که دوم راهنماییه میخواست  جلوی جمع

خودی نشون بده و نامردی نکرده و به مورچه ی دوم دبستانی

ما گفته بیا اسم-فامیل بازی ! مورچه ی ما هم تا به خودش

میومد و میخواست یه کلمه رو بنویسه اون میگفت: stop!

اسم؟فلان!تو ننوشتی؟ 0-20  

 فامیل؟ فلان! تو ننوشتی؟ 0-20 Happy Dance

  بالاخره که این بجه ی تخس به همراه خانواده مهمونیو وداع

گفتن و رفتن. من نیز برای بالا بردن اعتماد به نفس بچه شروع

کردم به اسم-فامیل باهاش:

من:خب مورچه! تو بگو از چی؟  مورچه:از (م)

بعد از نیم ساعت که محمد از نوشتن فارغ شد توافقی به stop

رضایت دادیم!

اسم؟ من:مینا! مورچه:زهره  10-10     فامیل؟ من:مهدوی

مورچه:امیررضا 10-10

میوه؟ من:موز! مورچه:موز!!!!!!   بعدشم مورچه عصبانی شد گفت من

گفتم از (ز) تو همه رو از (م) نوشتی؟؟؟؟؟ تازه جابه جا شنیده بودم

بازم میوه مون عین هم دراومده بود.

 

خوابگاه که بودیم یه طیبه داشتیم ترک اردبیل بود. جک بود.

کرکرخنده بود! (حالا شاید بعدا پست های اختصاصی از شیرین

کاریاش گذاشتم!) یه شب با بچه ها اومدیم اسم-فامیل بازی

کنیم! از (خ) بود!  به اعضای بدن که رسیدیم هما گفت: خ...یه!

طیبه گفت: خون!  هما گیر داد به طیبه که : (خون که اعضای

بدن نیست) خلاصه از طیبه اصرار از هما انکار! آخر هما گفت:(تو

خون تو نشون بده!) طیبه هم نه گذاشت نه برداشت گفت:(تو

هم خ...یتو نشون بده!) دیگه هما جلو جمع موند تو رو و بیخیال

خون طیبه شد مگر طیبه هم از خیر خ...یه ی هما بگذره! 

دیگرنوشت١

دیگرنوشت٢

+   الهه ناز ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir